هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
185
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
آن نسبت به مردم حكم مىكردند دربارهء ايشان حكم نمود . ( 1 ) عقاد در كتاب خود « العبقريات الاسلاميّه » گفته است : سعد به نص توراتى كه به آن ايمان داشتند بر آنان حكم نمود ، همچنانكه در باب 10 تا 15 از سفر تثنيه آمده : « هنگامى كه به شهرى نزديك مىشوى تا با آن جنگ كنى از آنان درخواست صلح نما ، اگر صلح را پذيرفتند و شهر بدست تو گشوده شد پس همهء مردم آن بنده و كارگزار تو خواهند بود ، و اگر با تو صلح نكردند بلكه با تو به جنگ پرداختند آن را محاصره كن و چون خداوند آن را بدست تو سپرد همهء مردانش را با تيزى شمشير بزن . ولى زنان و كودكان و حيوانات و هر چه غنيمت در شهر يافتى تصرف كن ، و غنيمت بازمانده از دشمنانت را كه خداوند به تو بخشيده بخور . » ( 2 ) در كاشف ( ج 6 ص 209 ) اين قانون موجود در تورات در باب 20 سفر تثنيه آمده نه باب 10 تا 15 و افزوده است : اين قانون به روشنى به بيشتر از آنچه سعد بن معاذ بر بنى قريظه حكم نمود دلالت دارد . زيرا با صراحت مىگويد : اگر شهر صلح را پذيرفت همهء اهل آن بندگانى كارگزار خواهند بود ، و اگر نپذيرفتند كشتن همهء مردان به تيزى شمشير ، چه آنها كه كارزار كردند و چه غير نبردكنندگان . و تاراج اموال و اسير كردن كودكان و زنان و فرزندان واجب است . صاحب كشاف ادامه مىدهد : در تورات نص ديگرى وجود دارد كه عقاد آن را يادآور نشده است ، و آن بيداد بزرگترى از قانون نخستين است زيرا كه به كشتار همهء ساكنان فرمان مىدهد و زنان و كودكان را نيز بر كنار نمىدارد . همچنين به سوزاندن شهر و هر چه در آنست فرامىخواند بگونهاى كه امكان ساختن و نوسازى آن تا ابد وجود نداشته باشد . ( 3 ) در باب سيزده از سفر تثنيه چنين آمده است : « البته ساكنان آن شهر را به دم شمشير بكش و آن را با هر چه در آنست به همراه حيواناتش بدم شمشير هلاك نما ، و همه كالاهاى آن را در ميان شهر گردآور و شهر را با همهء اشياء موجود در آن براى خدايت با آتش بسوزان ، تا آنكه تا ابد ويرانه باشد و